هشتم آبان برای من یاد آور یک سه شنبه ی تلخ و خاطره غم انگیز از دست رفتن قیصر امین پور است ، مثل یک چشم به هم زدن هشتم آبان دیگری آمد و یکسال از آن روز گذشت …..

ساعت هفت ونیم یا هشت ونیم بود درست یادم نیست ، در اتوبوس بودم و طبق معمول سر پا ، رادیوی اتوبوس روشن بود رادیو پیام و اخبارش که هر پانزده دقیقه یکبار پخش می شود . بعد از یک ترانه ای ملایم نوبت به اخبار رسید ؛ گوینده ی اخبار بلافاصله پس از سلام گفت : « قیصر امین پور شاعر معاصر کشورمان بامداد امروز هشتم آبان در بیمارستان دی دارفانی راوداع گفت .» چند قدمی به سمت جلوی اتوبوس برداشتم شاید چیز دیگری ، شاید اشتباه شنیده باشم . همین طور هاج و واج مانده بودم . خیلی وقت بود که می دانستم او بیمار است از همان موقع که [مجله ] ایران جوان را می خریدم و می خواندم یادم هست ایران جوان یکروز در یکی از شماره هایش عکس بزرگی در دو صفحه چاپ کرده بود و در صفحه ای دیگر برای او آرزوی سلامتی کرده بود . اینقدر مبهوت و مغموم این خبر شده بودم که نفهمم این مسیر 40 دقیقه ای را چگونه طی شد . قیصر را خیلی ها می شناختند ، خیلی ها دوست اش داشتند . او خیلی مصاحبه نمی کرد و به خصوص هیچ گاه در تلویزیون او را ندیدیم با این حال کتابهای او همیشه پرفروش و تاثیرگذار بودند . فوری به دوستانم با اس ام اس خبر دادم فکر می کردم آنها باخبرند ، نوشتم که : « قیصر هم رفت » . ولی از قرار آنها هم نمی دانستند و با خبر من خیلی ناراحت شدند .

امین پور ارتباط تنگاتنگی با بزرگان شعر و ادبیات و موسیقی داشت . اکثر ترانه های زیبا که این سالها شنیده ایم از اصفهانی ، افتخاری و عبداللهی متعلق به او بود . قیصر تا آنجایی که من می دانم مشکلات جسمی اش از زمانی شروع شد که در یکی از جاده های کشور به شدت تصادف کرد ، کلیه هایش تحت تاثیر همین تصادف مشکل پیدا می کنند . به گواه دوستانش وضع قیصر این اواخر روز به روز بدتر می شد تا جایی که از لحاظ ظاهری او روز به روز ضعیف تر می شد . سهیل محمودی هروقت در برنامه ی با کاروان شعر و موسیقی یادی از او می کرد برای او آرزو ی سلامتی داشت . ساعد باقری در رادیو پیام در آن برنامه شباهنگاهی اش هر وقت یادی از او می کرد از مردم می خواست تا برای سلامتی اش دعا کنند . به عکس پایین توجه کنید این عکس را بارها و بارها دیده ایم حتی یکبار دیگر خودم در همین وبلاگ گذاشته ام .

آدم های این عکس شباهت های فراوانی با هم دارند . هر سه شاعرند . هر سه نقش بسزایی در ادبیات و شعر معاصر این مملکت دارند . سلمان و قیصر هر دو به گونه ای فوت شدند که متاسفانه زمینه ساز مرگ آنها یک تصادف بوده است . سید حسن حسینی و قیصر هر دو در نیمه های شب و 48 سالگی از دنیا رفتند .هر سه هنوز برای مردن خیلی جوان بودند . واقعا چه عکس عجیبی!
قیصر علاوه بر این که شاعر خوبی بود انسان خوبی هم بود و واقعیت دقیقا همان بود که بسیاری از دوستان قیصر هم اذعان کرده اند بین قیصر امین پور و شعر هایش فاصله ای نبود . او همان بود که در شعرهایش می دیدیم و این باعث تمایز او از دیگران بود و همین بود که کتاب های او از پر تیراژترین بود . او هیچگاه از اوج فاصله نگرفت و در اوج هم رفت . او در آخرین ماههای عمرش ” دستور زبان عشق ” را منتشر کرد که تکامل یافته ی همه ی شعرهایش بود . ” دستور زبان عشق ” ی که آخرین ایستگاه قطار شعر ها و زندگی قیصر شد .
یاد و خاطره ی قیصر امین پور شاعر دردآشنای هم روزگارمان گرامی باد. با هم یکی از آخرین شعرهایش را می خوانیم :
شعرناگفته – آخرین دفتر قیصر امین پور « دستور زبان عشق »

نه !
کاری به کار عشق ندارم !
من هیچ چیز و هیچ کس را
دیگر
در این زمانه دوست ندارم
انگار
این روزگار چشم ندارد من و تو را
یک روز
خوشحال و بی ملال ببیند
زیرا
هر چیز و هر کسی را
که دوستر بداری
حتی اگر یک نخ سیگار
یا زهرمار باشد
از تو دریغ می کند ….
پس من با همه ی وجودم
خود را زدم به مردن
تا روزگار ، دیگر
کاری به کار من نداشته باشد
این شعر تازه را هم
ناگفته می گذارم
تا روزگار بو نبرد ….
گفتم که
کاری به کار عشق ندارم .
به لینک های زیر سر بزنید دست نوشته های دوستان قیصر برای اوست :
مهمان داری سید!… – علیرضا قزوه
قيصر امين پور هم از ميان ما كوچيد – محمدكاظم كاظمي
داغ ، داغ است ولي داغ برادر… قيصر! – علیرضا قزوه
در سوگ قیصر – عبدالرحیم سعیدی راد
در بدرقه دوستم قیصر امین پور - ابوالفضل زرویی نصر آباد
قیصر شعر – عبدالرحیم سعیدی راد
چشمان تو، ویرانه های تخت جمشیدند (خاطره ای از قیصر ) – ابوالفضل زرویی نصر آباد
غزلی برای قیصر – عبدالرحیم سعیدی راد
بين امين پور و شعرهايش فاصله اي نيست – سهیل محمودی
پر کشید قیصر هم… – سید ابوالقاسم حسینی(ژرفا)
برای قیصر شعر ایران - سعید بیابانکی
چه زود پیر شدند دوستانم – علیرضا قزوه


دیدگاههای اخیر