وقایع نگاری از یک استادیوم

27 04 2008

این روزا از بی کاری به سرمان زد تا به استادیوم برویم و بازی سایپا را از نزدیک رویت کنیم و از آنجا که علی دایی سرمربی تیم ملی ،سرمربی سایپاهم هست و صد البته بلیط فروشی هم نمی شود حالش بیشتر هم می شود . خودم را برای دیدن یک بازی جانانه با نیروهوایی عراق آماده کرده بودم که داخل استادیوم شدم ، جمعیت از بازی های لیگ بیشتر بود و رنگ نارنجی بیشتر به چشم می آمد.

 سایپا و نیروی هوایی

رفتیم و کنار دایی مان نشستیم . دایی مان هم رفته بود درست جلوی بوقچی ها نشسته بود . سهراب بوقچی داشت منت می کرد که من بوقچی استقلالم و تو را خدا هشت دست را رعایت کنید ؛ که کلمه استقلال کافی بود تا به او محل ندهند. و او بقول معروف برودجای دیگر بوقش را بزند آن 100 عراقی که3 بانو هم قاطیشان کنار جایگاه نشسته بودند صداشان از 8000 تماشاگر سایپا بیشتر بود . 100 پرچم عراق دست کم در استادیوم بود این در حالی که اگر خود استادیوم لطف نکرده بود پرچم ایران دور و بر نزده بود تقریبا هیچ پرچمی دست ملت دیده نمی شد . گوینده ورزشگاه ول معطل بود .ول کووم تو کاراج منظورشو فهمیدین که ؛ همون welcome to karaj بود اسمهای عربی را جوری میخواند انگار آنها چهار حرف بیشتر دارند . تعویضها را که افتضاح میخواند ملت مدتها بود اینطوری نخندیده بودند .

سایپا و نیروی هوایی عراق

شعار ها پیرامون هر چیزی بود الا تشویق تیم ، خودتان قضاوت کنید :

داور دقت کن در دقیقه اول

عراقی دستا بالا…. عراقی دستا بالا

بقره … بقره …

سلطان علی دایی ( با کمک هشت دست )

سایپای تیمه کرج … سایپای تیمه کرج (توجه دارید که سایپای شهر کرج منظورشان بود)

تیمی که از رشت میخوره بدرد عمش میخوره ( ربطش را تا الان نفهمیدم بذارید یه خورده دیگه فکر کنم )

روبرو آماده باش

روبرو نعشه ایه

تازه تشویق هایشان هم اینطوری بود :

سایپا بسه دیگه غیرتتو نشون بده

سایپا حمله کنی سولاخو پیدا میکنی

نتیجه بازی : 1-1 ( بازی تعریفی نداشت )

بازی سایپا و صباباتری

امروز بازی با صباباتری بود. کلا گوینده موینده رو فاکتور گرفتند. طبق معمول همون شعارها بود باضافه ی این چند تا :

سد جلال یاپ استام

صدای عرعر نمیاد لنگی صداش در نمیاد ( اینرا یکنفر میان آنهمه جمعیت داد میزد )

تو که 6 تا میخوری …….. گـ/ ــوه میخوری زر میزنی ( فضای فرهنگی استادیوم ها را عشق است )

عادل کله سـ…/کـ/…سی ( بیچاره عادل کلاه کج)

ش .. ش .. شیش تایی هاش

در طول این مدت یه پارچه 10 متری آبی رنک که سراسر سوراخ بود به علامت تشییع جنازه در استادیوم چرخانده میشد .

بازی سایپا و صباباتری

راستی تا یادم نرفته بگم که سرویس و آبخوری ها در عالی ترین سطح ممکن بودند توپ توپ.

نتیجه بازی: 1-1( بازی تعریفی نداشت )