این روزا از بی کاری به سرمان زد تا به استادیوم برویم و بازی سایپا را از نزدیک رویت کنیم و از آنجا که علی دایی سرمربی تیم ملی ،سرمربی سایپاهم هست و صد البته بلیط فروشی هم نمی شود حالش بیشتر هم می شود . خودم را برای دیدن یک بازی جانانه با نیروهوایی عراق آماده کرده بودم که داخل استادیوم شدم ، جمعیت از بازی های لیگ بیشتر بود و رنگ نارنجی بیشتر به چشم می آمد.

رفتیم و کنار دایی مان نشستیم . دایی مان هم رفته بود درست جلوی بوقچی ها نشسته بود . سهراب بوقچی داشت منت می کرد که من بوقچی استقلالم و تو را خدا هشت دست را رعایت کنید ؛ که کلمه استقلال کافی بود تا به او محل ندهند. و او بقول معروف برودجای دیگر بوقش را بزند آن 100 عراقی که3 بانو هم قاطیشان کنار جایگاه نشسته بودند صداشان از 8000 تماشاگر سایپا بیشتر بود . 100 پرچم عراق دست کم در استادیوم بود این در حالی که اگر خود استادیوم لطف نکرده بود پرچم ایران دور و بر نزده بود تقریبا هیچ پرچمی دست ملت دیده نمی شد . گوینده ورزشگاه ول معطل بود .ول کووم تو کاراج منظورشو فهمیدین که ؛ همون welcome to karaj بود اسمهای عربی را جوری میخواند انگار آنها چهار حرف بیشتر دارند . تعویضها را که افتضاح میخواند ملت مدتها بود اینطوری نخندیده بودند .

شعار ها پیرامون هر چیزی بود الا تشویق تیم ، خودتان قضاوت کنید :
داور دقت کن در دقیقه اول
عراقی دستا بالا…. عراقی دستا بالا
بقره … بقره …
سلطان علی دایی ( با کمک هشت دست )
سایپای تیمه کرج … سایپای تیمه کرج (توجه دارید که سایپای شهر کرج منظورشان بود)
تیمی که از رشت میخوره بدرد عمش میخوره ( ربطش را تا الان نفهمیدم بذارید یه خورده دیگه فکر کنم )
روبرو آماده باش
روبرو نعشه ایه
تازه تشویق هایشان هم اینطوری بود :
سایپا بسه دیگه غیرتتو نشون بده
سایپا حمله کنی سولاخو پیدا میکنی
نتیجه بازی : 1-1 ( بازی تعریفی نداشت )

امروز بازی با صباباتری بود. کلا گوینده موینده رو فاکتور گرفتند. طبق معمول همون شعارها بود باضافه ی این چند تا :
سد جلال یاپ استام
صدای عرعر نمیاد لنگی صداش در نمیاد ( اینرا یکنفر میان آنهمه جمعیت داد میزد )
تو که 6 تا میخوری …….. گـ/ ــوه میخوری زر میزنی ( فضای فرهنگی استادیوم ها را عشق است )
عادل کله سـ…/کـ/…سی ( بیچاره عادل کلاه کج)
ش .. ش .. شیش تایی هاش
در طول این مدت یه پارچه 10 متری آبی رنک که سراسر سوراخ بود به علامت تشییع جنازه در استادیوم چرخانده میشد .

راستی تا یادم نرفته بگم که سرویس و آبخوری ها در عالی ترین سطح ممکن بودند توپ توپ.
نتیجه بازی: 1-1( بازی تعریفی نداشت )


دیدگاههای اخیر